كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

631

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ و هرك را راه نمايد خداى يعنى حكم كند بهدايت او و توفيق دهد فَهُوَ الْمُهْتَدِ پس او راه‌يافته است وَ مَنْ يُضْلِلْ و هرك را گمراه سازد يعنى حكم فرمايد به ضلالت او و او را فروگذارد فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ پس نيابى تو مر گمراهان را أَوْلِياءَ دوستان كه نصرت كنند ايشان را مِنْ دُونِهِ بجز خداى وَ نَحْشُرُهُمْ و حشر كنيم ايشان را يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز عَلى وُجُوهِهِمْ بر روهاى ايشان در صحيحين از روايت انس بن مالك رض وارد است كه از حضرت پيغمبر عليه السلام سؤال كرديم كه چگونه روند بر رويهاى خود فرمود كه آن كسى كه مىبرد ايشان را بر قدمهاى ايشان قادر است آنكه ببرد ايشان را بر رويهاى ايشان اما اصل آنست كه ايشان در دنيا پرهيز مىكنند بر رويهاى خود از هر پليدى و خوارى عُمْياً و حشر كنيم ايشان را نابينايان يعنى نه‌بينند آنچه چشم ايشان بدان روشن گردد چه در دنيا مشاهده آيات قدرت نمىكردند وَ بُكْماً و گنگان يعنى نگويند آنچه از ايشان مقبول افتد زيرا كه به دنيا سخن حق نمىگفتند وَ صُمًّا و كران يعنى نشنوند آنچه از ان شادمان شوند به جهت آنكه درين عالم استماع سخن حق نمىنمودند مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جاى ايشان در دوزخ است كُلَّما خَبَتْ هرگاه كه ساكن شود زبانهء دوزخ يعنى چون آتش دوزخ در ايشان پيچد و گوشت و پوست ايشان را بخورد و ايشان انگشت شوند زبانهء آتش فرونشيند چنانچه آتش دنيا پس از سوختن هيمه زِدْناهُمْ بيفزائيم ما براى ايشان سَعِيراً آتشى سوزان يا برافروزيم آتش را به‌آنكه جلود و لحوم ايشان را تبديل كنيم تا باز آتش در ايشان پيچد ذلِكَ جَزاؤُهُمْ آن عذاب پاداش ايشانست بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بسبب آنكه ايشان نگرويدند بِآياتِنا به دلالتهاى واضحهء ما بر صدق پيغمبر ص كه معجزات اوست يا بآيات قرآن وَ قالُوا و گفتند أَ إِذا كُنَّا عِظاماً آيا آن‌وقت كه گرديم ما استخوانها وَ رُفاتاً و خاكهاى ريزه شده أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ آيا ما برانگيختگان باشيم خَلْقاً جَدِيداً آفريده نو چون ايشان خلق جديد را منكر بودند در ساعتى صد بار سوخته شوند و باز گوشت و پوست ايشان تازه سازند تا عذاب بكشند أَ وَ لَمْ يَرَوْا آيا نمىبينند و نمىدانند أَنَّ اللَّهَ الَّذِي آن را كه آن خداى كه بقدرت خود خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بيافريد آسمان و زمين را به آن عظمت و بسطت بىماده قادِرٌ توانا است عَلى أَنْ يَخْلُقَ بر آنكه بيافريند مِثْلَهُمْ ايشان را ديگرباره به مثل تعبير از نفس شىء كنند چنانچه مثلك لا يفعل كذا اى انت پس مىفرمايد كه آنكه نه از چيزى چيزى آفريند قادر است كه به آفرينش نو آفريده كهنه شده را باز آرد وَ جَعَلَ لَهُمْ و به درستى كه خداى مقرر كرده است براى فناى ايشان أَجَلًا مدّتى كه لا رَيْبَ فِيهِ هيچ شكى نيست و آن زمان مرگ است يا به جهت اعادهء ايشان اجلى نهاده كه قيامت است فَأَبَى الظَّالِمُونَ پس سرباز روند و نخواستند ستمكاران با وجود وضوح حق إِلَّا كُفُوراً مگر انكار بعث و حشر را .